عباس مرادی پیشکسوت هنر تعزیه در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه هنر در ساحت قدسی خود، همواره پلهای برای عروج انسان به سوی حقیقت مطلق بوده است، اظهارکرد: تمسک به ائمه اطهار (ع) در هنر، نه یک انتخاب ذوقی که یک ضرورتِ وجودی برای هنرمندی است که قصد دارد از بند خاک رها شود و به افلاک بپیوندد؛ چرا که در دستگاه اهل بیت (ع)، زیبایی معنایی دوچندان مییابد و از صورت به سیرت حرکت میکند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه هنر تعزیه به عنوان یکی از اصیلترین هنرهای نمایشی ایران، چگونه توانسته است پس از قرنها همچنان زنده و پویا باقی بماند، بیان کرد: ماندگاری هنر تعزیه در تاریخ و در دلهای مردم، تنها به واسطه فن بیان، موسیقی و یا مهارت بازیگری نیست، بلکه راز اصلی این پایداری، گره خوردن ناگسستنی آن با نام و یاد ائمه معصومین (ع) است؛ این هنر در حقیقت آیینهدارِ حماسهای است که در کربلا رخ داد و چون با خون سیدالشهدا (ع) عجین شده، دست زمانه نتوانسته است غبار فراموشی بر آن بنشاند.
مرادی افزود: وقتی هنرمند در تعزیه، لباس شبیهخوانی بر تن میکند، خود را از خویشتنِ خویش تهی کرده و ظرف وجودش را برای پذیرش روحی که از سیره ائمه میگیرد، آماده میسازد. این تمسک، به کار هنری برکت میدهد. در هنرهای تجسمی، در خوشنویسی، در معماری مساجد و در تعزیه، وقتی قلم یا قدم به نیت اهل بیت (ع) برداشته میشود، آن اثر رنگ خدایی میگیرد. هنر دینی در این ساحت، تنها بازتابی از یک واقعه تاریخی نیست، بلکه حضوری است که در هر اجرا یا ترسیم، دوباره متولد میشود.
این پیشکسوت تعزیه با تأکید بر اینکه هنری که از معنویت تهی باشد، مانند کالبدی بی روح است، گفت: برخی تصور میکنند هنر دینی محدود به زمان و مکان خاصی است، اما حقیقت این است که تمسک به ائمه، هنر را از زمانه خود فراتر میبرد و آن را جهانی و جاودانه میکند. تعزیه نشان داده است که چگونه یک واقعه در سال ۶۱ هجری، میتواند پس از صدها سال، همچنان مخاطب را با تمام وجود متأثر کند؛ این نفوذ، هنرِ انسانی نیست، بلکه حقیقتی است که در قالب هنر ظهور کرده است.
وی در بخشی دیگر از سخنانش به نقش خلوص در هنر دینی اشاره کرد و اظهار کرد: خلوص در نیت هنرمند، نخستین قدم در تمسک به ائمه است. مخاطب امروز، بسیار هوشمند است و آنچه را که از دل برآمده باشد، به راحتی از آنچه تظاهر است تشخیص میدهد. در تعزیه نیز، مخاطب به دنبال نمایشِ صرف نیست، او به مجلس تعزیه میآید تا با امام خویش تجدید بیعت کند. اگر هنرمند تعزیهخوان، این جایگاه را درک نکند و خود را تنها یک بازیگر بداند، در انتقال این پیام ناکام خواهد ماند.
مرادی با اشاره به اینکه هنر اسلامی باید تبیینکننده حکمتهای عالیه باشد، افزود: ائمه اطهار (ع) خود سرچشمه زیباییهای اخلاقی و رفتاری هستند. هنر میتواند بهترین ابزار برای ترجمه این زیباییها به زبان بصری و نمایشی باشد. مثلاً در تعزیه، صبر و شکیبایی حضرت زینب (س) یا شجاعت و فداکاری حضرت ابوالفضل (ع) به گونهای به تصویر کشیده میشود که در جان و روح مخاطب نفوذ میکند و این دقیقاً همان کارکردی است که هنر متعالی باید داشته باشد؛ یعنی تربیت نفوس و تعالی بخشیدن به مخاطب.
وی همچنین به چالشهای پیش روی هنرهای آیینی اشاره کرد و گفت: امروز ما با هجمههای فرهنگی بسیاری مواجه هستیم که تلاش دارند هنر را از اصالت و ریشههای دینی خود جدا کنند. راه مقابله با این جریان، نه مقابله سختافزاری، بلکه تقویت محتوای هنری است. اگر ما بتوانیم در تمامی رشتههای هنری، از سینما گرفته تا هنرهای تجسمی و نمایشی، پیوند عمیقتری با معارف اهل بیت (ع) برقرار کنیم، بدون شک جامعه به سمت آرامش و تعالی حرکت خواهد کرد.
مرادی بیان کرد: هنر تعزیه برای من همیشه یک کلاس درس بوده است؛ کلاسی که در آن نه تنها هنر نمایش، بلکه درس عشق، درس ولایتمداری و درس ایثار را آموختهام. هر بار که چوبدست تعزیه را به دست میگیرم، این جمله در ذهنم طنینانداز میشود که این هنر امانتی است از گذشتگان برای ما، و ما موظفیم آن را با همان خلوص و همان نگاه قدسی به نسلهای بعد بسپاریم تا نام و یاد ائمه اطهار (ع) همچنان در جان و روح هنر ما جاری و ساری بماند.
مرادی با اشاره به اینکه هر اثر هنری که در ساحت اهل بیت (ع) خلق میشود، گویی قطرهای از دریای بیکران فضائل ایشان است، افزود: اما تفاوت اثر هنری که از سرچشمه زلال معرفت اهل بیت (ع) سیراب شده و اثری که صرفاً ظاهری شبیه به آن دارد، مانند تفاوت آب حیات با سرابی است که تشنگی را بیشتر میکند. هنرمند متعهد، نه تنها به فرم و تکنیک، بلکه به محتوا و پیامی که اثرش منتقل میکند، اندیشیده و میداند که هر خط، هر رنگ، و هر صدا، میتواند پلی باشد به سوی معرفت الهی و تجلی فضائل نبوی و علوی.
وی ادامه داد: هنر تعزیه در طول تاریخ، توانسته است این پیوند را به بهترین شکل ممکن حفظ کند. شبیهخوانان متعهد، تنها بازیگر نیستند، بلکه مبلغانی هستند که با تمام وجود، وقایع عاشورا و مظلومیت ائمه (ع) را بازگو میکنند. این حس مسئولیتپذیری، باعث میشود که هر اجرای تعزیه، رنگ و بویی تازه به خود بگیرد و برای مخاطب، حتی اگر بارها آن را دیده باشد، تازگی و تأثیرگذاری خود را از دست ندهد. این تجلی مداوم، نشان از پویایی و حیات معنوی این هنر دارد.
این پیشکسوت هنر تعزیه، با تأکید بر اینکه زیبایی تمسک به ائمه در هنر، در عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی و متعالی است، اظهارکرد: وقتی ما از عشق سخن میگوییم، این عشق در قالب شهادت، در قالب ایثار، و در قالب بصیرت در رفتار حضرت عباس (ع) تجسم مییابد. هنر تعزیه توانسته است این مفاهیم والا را به گونهای ملموس و قابل درک برای عموم مردم، به تصویر بکشد. این همان هنر دینی است که نه تنها زیباست، بلکه هدایتگر نیز هست و انسان را به سوی کمال فرا میخواند.
مرادی در پایان این بخش از سخنانش، به نقش ماندگار این هنر در انتقال فرهنگ عاشورا به نسلهای آینده اشاره کرد و گفت: تا زمانی که پردههای تعزیه برپا شود و صدای «یا حسین» در فضا طنینانداز گردد، میراث کربلا زنده خواهد ماند. این هنر، تنها یک نمایش نیست، بلکه یک سنت است؛ سنتی که نسل به نسل منتقل شده و هر بار با تجلی ارادت و اخلاص هنرمندان، جان تازهای در کالبد آن دمیده میشود. ماندگاری تعزیه، درس بزرگی برای تمام هنرمندان است که چگونه میتوان با تمسک به اهل بیت (ع)، اثری خلق کرد که جاودانه شود.
انتهای پیام










نظر شما